حمايت از دکتر جليلي شهرستان خميني شهر حامیان دکتر جلیلی شهرستان خمینی شهر

سعید جلیلی«من سال ۶۲ که دیپلم گرفتم دانشگاه امام صادق(ع) قبول شدم و رفتم تهران. سال ۶۸ فوق لیسانس گرفتم و همان سال هم دکترای خارج کشور قبول شدیم هم در وزارت خارجه استخدام شدیم که بعد هم اعزام دکترا را تبدیل به داخلش کردیم و در همان دانشگاه امام صادق(ع) دکترا را در رشته علوم سیاسی- گرایش جامعه شناسی سیاسی – ادامه دادم و الان در شرف دفاع پایان نامه هستم. در وزارت خارجه هم از ۷۱ تا ۷۷ مسوولیت اداره بازرسی وزارت خارجه را داشتم. از آن زمان هم مسوول میز آمریکا را در وزارت خارجه هستم و معاون اداره اول آمریکا هستم که کارهای مربوط به آمریکا و تحرکاتی که آمریکا در قبال ایران دارد را تعقیب بررسی می‌کنیم.»

اینها را سعید جلیلی درباره خودش می‌گوید، آن هم زمانی که کاندیدای نمایندگی مجلس ششم از مشهد بوده است. به دلیل اقدامات تخریبی برخی جریانات خاص در مشهد رای نمی‌آورد، اما به گفته اعضای ستاد تبلیغاتی‌اش، او حتی حاضر نبود رقبایش را نقد کند، چه رسد به اینکه تخریب‌شان کند. او حتی برای تبلیغات خود در دو دوره کاندیداتوری، یک میلیون تومان هم خرج نکرد! چیزی که در زمانه‌ی ما بیشتر به شوخی شبیه است که با این هزینه‌های اندک به رقابت با جریانات وابسته به ثروت و قدرت و تکاثر رفت.

حسب‌حال

سعید جلیلی، متولد سال ۱۳۴۴ در شهر مقدس مشهد (منطقه طلاب) است. وی که تحصیلات خود را تا مقطع دکتری علوم سیاسی از دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به پایان رسانده، مسلط به زبان‌های عربی و انگلیسی است.

جلیلی در دورانی که برخی افراد تحصیل در دانشگاه را، بر دفاع از اسلام وانقلاب مقدم می‌دانستند و این بحث به‌صورت جدی حتی در سطح مدیریت دانشگاه امام صادق نیز مطرح بود، با جمع میان این دو مقوله به عنوان نیروی بسیجی بار‌ها در جبهه‌های جنگ حضور یافت و در راه دفاع از آرمان‌های انقلاب به درجه جانبازی نایل آمد.

وی در دی ماه سال ۱۳۶۵ دیده‌بان لشگر نصر خراسان بود که در عملیات کربلای ۵ از ناحیه پا مجروح شد و در بیمارستان صحرایی منطقه شلمچه به دلیل فقدان امکانات و وضعیت اورژانسی پای راست خود را از دست داد. جلیلی پس از آن در واحد تدارکات لشکر به خدمت پرداخت.

جلیلی در بازگشت از جبهه‌های حق علیه باطل، رساله دکترای خود را با عنوان «اندیشه سیاسی در قرآن» در خصوص سیاست خارجی اسلام به رشته تحریر درآورد؛ رساله‌ای که پروفسور حمید مولانا، در مقدمه‌ای که بر آن نوشت، به تجلیل از شخصیت این دانش‌آموخته اقدام کرد. این رساله در کشور لبنان نیز به زبان عربی ترجمه و منتشر شده است.

سعید جلیلی

جلیلی، در سال ۶۸ به وزارت امور خارجه رفت و بعد از یک دوره ۲ ساله، ریاست اداره بازرسی وزارت خارجه را بر عهده گرفت. مناصب جلیلی در وزارت امور خارجه عبارتند از:

۱۳۶۸: وابسته سیاسی
۱۳۷۰: رئیس اداره بازرسی
۱۳۷۱: دبیر سوم
۱۳۷۳: دبیر دوم
۱۳۷۴: دبیر اول
۱۳۷۶: رایزن سوم

گفته می‌شود سعید جلیلی در دوران ریاست بر اداره بازرسی وزارت خارجه، ۱۷ سفیر را اخراج کرده است. کاری که شاید بتوان آن را انقلاب در وزارت خارجه نامید.

پس از دوم خرداد ۷۶ و تغییر اتوبوسی مدیران، وی به اداره امریکای وزارت خارجه منتقل شد و معاونت این اداره را بر عهده گرفت. در سال ۸۰ نیز به دفتر مقام معظم رهبری رفت و در سمت مدیریت بررسی‌های جاری دفتر رهبر انقلاب به ادامه خدمت پرداخت.

جلیلی که پس از انتخابات سوم تیر به عنوان گزینه مطرح و مورد نظر رئیس‌جمهور برای تصدی وزارت امور خارجه مطرح بود، بنا به پاره‌ای مصالح عهده‌دار مهم‌ترین معاونت وزارت خارجه، معاونت اروپا و آمریکا شد. ضمن آن‌که در طول این دوره، ارتباط علمی خود با نهاد دانشگاه را قطع نکرد و به تدریس در دانشگاه ادامه داد. مهمترین درسی که او کرسی‌دار آن در دانشگاه بوده است «سیره سیاسی پیامبر اکرم (ص)» بوده است. علاوه بر آن نیز برخی دروس از جمله تفسیر آیات سیاسی قرآن را نیز تدریس می‌کرده است. همچنین وی مدتی به عنوان استاد دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه صنعتی شریف فعالیت داشته و علاوه بر این استاد دانشکده علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع ) است.

از وی کتاب درباره سیاست خارجی پیامبر (ص) [انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی - ۱۳۷۴] منتشر شده است که در سال ۱۳۷۸ توسط انتشارات دارالنبلاء به عربی ترجمه و با عنوان «السیاسه الخارجیه للرسول الاکرم (صلی الله علیه و آله)» منتشر شده است.

ساده زیستی و تواضع

وی که در زندگی شخصی به پرکاری و ساده‌زیستی شهرت دارد، تا پاسی از شب در جهت تقویت دیپلماسی کشور تلاش می‌کند و مورد اعتماد رهبر انقلاب حوزه سیاست خارجی و داخلی است. مشهور است که او سوار بر پراید مشکی شخصی می‌شود و حتی مسئولیت دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئولیت مذاکرات هسته‌ای با غرب نیز این سبک زندگی او را تغییر نداده است.

مجدی حسین روزنامه‌نگار مشهور مصری درباره دیدارش با سعید جلیلی می‌گوید:

«علیرغم سفید شدن موی سرش به نظر نمی‌رسید که وی سن زیادی داشته باشد. (شاید بین ۴۵ تا ۵۵) رفتار او با من بسیار متواضعانه بود و گویی احساس نمی‌کردم که با یک مسئول بلند پایه یک کشور قدرتمند در حال گفتگو هستم. به طور خلاصه بگویم که در تمامی زمینه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی با یکدیگر متفق القول بودیم….

در پایان نیز دکتر جلیلی اصرار کرد که تا درب ورودی ساختمان و مقابل ماشین مرا مشایعت کند (این به معنای ده‌ها پله پیاده آمدن تا پایین ساختمان بود) هر چند سعی کردم او را منصرف کنم اما بی‌فایده بود و ما گفتگوهای خودمان را تا بدرقه من تا درب ماشین ادامه دادیم. در طول پایین آمدن از پله‌ها احساس کردم کمی راه رفتن دکتر جلیلی غیرعادی به نظر می‌رسد. هنگامی که به ماشین سوار شدم از همراهم در این مورد پرسیدم که وی گفت دکتر جلیلی پای راست خود را در جنگ با عراق از دست داده است که این قضیه باعث شرمندگی من در قبول مشایعت وی از دفترش تا ماشین شد.»

جلیلی در مهرماه ۸۶ پس از استعفای علی لاریجانی به سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شد. اما آنچه امروز صحبت از این دیپلمات جوان و متعهد انقلاب را بر سر زبان‌ها انداخته است، اداره هوشمندانه، مقتدرانه و متعهدانه پرونده هسته‌ای و نحوه مذاکره او و تیم همراهش در مواجهه با کشورهای ۱+۵ بود.

                                            سعید جلیلی

به نوشته خبرگزاری رویترز دیپلمات‌هایى که آقای جلیلى را دیده‌اند مى‌گویند وى در بحث‌ها بر موضع خود بسیار پافشارى مى‌کند و عقاید محکمى دارد. یک دیپلمات گفت که وى بیشتر در سخنرانى و نه بحث تبحر دارد.

جلیلى می‌گوید: «مدل و الگوى انقلاب اسلامى مى‌تواند در همه جاى جهان تکثیر شود و ما حاضریم تجارب خود را در اختیار دنیا قرار دهیم. اگر همه قدرت‌هاى جنوب به یکدیگر متصل شوند و توان خود را تجمیع کنند، یک قدرت بزرگ دیگر به ابرقدرت‌ها اضافه خواهد شد.»

چند روایت معتبر از درباره دکتر جلیلی

دکتر مجید بذرافکن -که در دانشگاه امام صادق علیه السلام شاگرد وی بوده است- می‌نویسد:

سال سوم درس تفسیر آیات سیاسی چهارشنبه ۱۰-۱۲ آمد؛ با همین قیافه ای که الان دارد. مظلوم و سربه زیر، مرموز و موقر. ابهت خاصی داشت، پایش که می لنگید خیلی دوست داشتنی می شد.

با تبیین نظام فکری اسلام در چهار بخش هستی شناسی و انسان شناسی و جامعه شناسی و معرفت شناسی شروع کرد. با طمأنینه درس می داد و زیاد به دانشجویان سخت نمی گرفت. گوش می دادند یا نه کار خودش را با جدیت ادامه می داد….

ماه رمضان آن سال مشرف شدیم کربلا، غیبت ها را تا نهایت پرکرده بودم. دانشگاه امام صادق علیه السلام و سختگیری در حضور و غیاب کم از ارتش ندارد.

بچه ها به استاد گفتند رفته کربلا خواهشاً غیبت نزنید. خندیده بود. غیبت زده بود.

وقتی برگشتم گفتم: استاد چرا غیبت زدید؟ ما رفته بودیم کربلا!

باز هم می خندید. گفت کربلا رفتن مستحب است درس خواندن واجب؛ اشتباه کردی رفتی.

درس را به هر ضرب و زوری بود حذف کردیم تا صفر نشود. ترم بعد ارائه شد باز هم دکتر سعید جلیلی!

خلاصه کنم تنها درسی که صد گرفتم همین درس بود همیشه به وقت می رفتم سر کلاس خوب گوش می دادم . خیلی دوستش داشتم. انقلابی بود انقلابی واقعی.

سالها در وزارت خارجه کار می کرد با اتوبوس و مترو از کرج می آمد سر کار. تلفن همراه که نداشت ثابت را هم خارج از نوبت با امتیاز جانبازی نگرفته بود. می گفت ما در خدمت انقلابیم نه انقلاب در خدمت ما.

اوایل دوره دوم خرداد در یکی از مناصب بی خطر گمارده بودندش ولی همچنان استاد به کارش معتقد بود. بعد که بیت او را جذب کرده بود.

حکایات انقلابی گری اش در دروه دانشجویی اش را از دوستانش می شنیدیم ولی خودش هیچ وقت چیزی نگفت و هیچ وقت به سوالاهای مکرر ما جواب نداد. بسیج دانشجویی دانشگاه را که اولین بسیج دانشجویی بود آنها تأسیس کرده بودند. همین وحید جلیلی سوره شاگرد و برادر کوچکتر حاج سعید است.

به خاطر پایداری در اندیشه های انقلابی اش یکی از درسهایش را ۵ از صد گرفته بود.

وقتی رئیس دانشکده جدید می خواستیم هر چه دانشگاه و معاون آموزشی دانشگاه اصرار کردند بیت اجازه نداد بیاید. خودش هم گوش به فرمان بود.

بخش سیاست خارجی دفتر بررسی منابع بیت بود. آقا گفته بود از نوشته هایش استفاده می کنم.

روزهای انتخاب وزرا یکی از بچه ها زنگ زد گفت اگر نماینده می شناسید تماس بگیرید جلیلی را معرفی کنید. به علت گمنامی کاندید مناسب وزارت خارجه نشده بود. هر چند درس خوانده و باسواد و انقلابی بود….

وقتی به وزرات خارجه برگشت عده ای از دوستان و هم دانشگاهی های وزارت خارجه ای برای تبریک و … سراغش رفتند ولی جز صلابت چیزی ندیدند: شما اگر کاره ای بودید که در دوره گذشته صدایی و ندایی از شما بلند می شد و … بفرمایید.

برای یادواره شهدای دانشگاه، سخنرانی داشت با یک پراید سیاه تنها آمد. سخنرانی اش یک محور داشت. راه امروز شهدا خدمت به انقلاب است. خودش می گفت دیدم دوستی در اداره لباس نظامی پوشیده گفتم چه خبر است گفت بود مانور داریم. دکتر گفته بود مانور امروز من و تو در همین اداره هاست نه در بیابانها.

اعتقاد فوق العاده ای به ولایت داشت. روزهای اوج حمله آمریکاییها به کربلا و نجف از او پرسیدند برویم عراق بجنگیم. گفت از فرمانده ام یاد گرفتم که وقتی در میانه میدان از رادیو شنید امام قطع نامه را پذیرفته است! گفته اگر امام سیبی را نصف کند بگوید نصفش حلال و نصفش حرام نمی پرسم چرا!

اصرار کردیم استاد یک ماه و چند ماهی یک بار بیا برای بچه ها صحبت کن، بچه ها نیاز دارند مشتاقند و هزار توجیه و التماس دیگر! گفت: ما کارگریم کارگر کار خودش دست خودش نیست.

در ایام جنگ لبنان رفته در مناطق درگیری یک از صدا وسیمایی ها اضافاتی داشت که ما ال و ما بل، با خنده گفت در مناطق درگیری ندیدم شما را!

مرد روزهای سخت یک‌نفره سفر می‌کند از این کشور اروپایی به آن کشور همه سفرا را فعال کرده است در خروجی خبرگزاری ها هر از چندی می بینی سفیر ایران در فلان کشور جواب فلان مقاله را در مورد ایران داده است. مدیر شبکه العالم به ایشان اصرار می کرد، قبل از سفر بگویید پوشش خبری بدهیم، مثل لبنان. فقط خندید.

مومن در هیچ چارچوبی نمی گنجد.

دفاع اصول از موضع انقلابی

ابتکارات دکتر جلیلی بسیار زیاد است. در بیشتر موارد، هنگام مصاحبه عکس شهدای هسته‌ای را در کنار خود قرار می‌دهد. می‌گویند سعید جلیلی کم حرف می‌زند و کم موضع می‌گیرد. اما اگر موضع بگیرد قاطعانه و انقلابی خواهد بود.


نوشته شده در تاريخ 27 ارديبهشت 1392 حامي: محمد سلیمی
داغ کن - کلوب دات کام
تمامي حقوق . و مطالب براي حامیان دکتر جلیلی شهرستان خمینی شهر محفوظ مي باشد